مهر زندگی بهتر: روزهای آخر سال را پشت سر می گذاریم، این دم عیدی حتما در دوستان و آشنایان و یا در شبکه های اجتماعی، انواع و اقسام نیازمند ها برای گرفتن کمک به شما مراجعه می کنند.

دختر بچه ای که ویلچر می خواهد، مستاجری که شش ماه است کرایه خانه نداده و دارند حکم تخلیه ی خانه اش را می گیرند، پدری که به خاطر بدهی مالی یکی دو میلیون تومانی پشت میله های زندان است، مادری که سرپرست خانوار است و برای خرج بیماری کودکش مانده و …تو خود بخوان حدیث مفصل از این مجمل

نمی دانم سبک زندگی شما در مواجه با این موارد چگونه است، آیا به این افراد کمک می کنید؟ و یا بی تفاوت از کنارش عبور می کنید؟

كاظم آل محمد که سلام و درود خدا بر ایشان باد فرمودند: اِنَّ خَواتیمَ أعمالِكُم قَضاءُ حَوائجِ إخوانِكُم والإحسانِ إلیهِمْ ما قَدَرْتُم و الاّ لَمْ یُقْبَلْ مِنْكُم عَمَلٌ. «بحار الانوار، ج ۷۵، ص ۳۷۹»

همانا مُهر قبول اعمال شما، برآوردن نیازهای برادرانتان و نیكی كردن به آنان در حد توانتان است و الا (اگر چنین نکنید)، هیچ عملی از شما پذیرفته نمی شود.

به افرادی که می شناسید چطور؟ مثلا سرایدار اپارتمانتان، و یا مستخدم مدرسه ی فرزندتان؟ یا می گویید با چهار تا بچه، همان حقوق یک میلیون تومانی اش کافیست؟

خیلی ها دست و زبان و قدمشان به خیر است، به همه کمک می کنند حتی شده مبلغی جزئی،به قول خانم خیری که همیشه میگه “ما هم یه نخودی تو آشتون می ریزیم”،  بعضی ها باید دلشان بسوزد تا کمک کنند، مثلا فقط به بیمار ها، و زندانیان و بدهکاران را بی خیال می شوند، کلا انتخاب می کنند، خیلی ها هم تا طرف مقابل را نشناسند و ته و توی قضیه را در نیاورند و مطمئن نشوند که مستحق واقعیست، هیچ کمکی نمی کنند، که البته مقدار کمک این افراد به دلیل عدم اعتماد به دیگران بسیار کم است، برای این افراد سخت گیر، یک پیشنهاد ویژه داریم.

 اگر می خواهید به همنوعتان کمک کنید و از طرفی به واسطه ها هم اعتماد ندارید، خودتان دست به کار شوید،  می توانید این روزهای پایان اسفند به پایین شهر سری بزنید و یا در تعطیلات نوروز که به اطراف سفر می کنید، مثلا در روستاها و شهرهای کوچک، به مغازه های خوار و بار فروشی بروید و از آقای فروشنده بخواهید که دفتر حساب هایش را به شما نشان دهد، مطمئن باشید لیستی از افرادی که بدهی های زیادی به مغازه ی خوار و بار فروشی دارند، در پیش روی شما قرار می گیرد.

آنهایی که بدهی مالی زیادی دارند را انتخاب کنید و از فروشنده بخواهید وضعیت آنها را برای شما بازگو کند، حالا مستحق واقعی را پیدا کرده اید، می توانید بدهی اش را تسویه کنید و یا با تهیه ی چند بسته از خوار و بار مورد نیاز روزانه، مانند برنج، حبوبات، روغن، شکر و … باری از دوش همنوعتان بردارید. حتی می توانید با همان آقای مغازه دار به خانه ی فرد بدهکار سری بزنید و اگر احساس کردید که کمک دیگری می خواهد و در توان شما هم هست، کمکتان را ادامه دار کنید.

حاج احمد صاحب مغازه ای در یکی از شهرهای اطراف تهران است، ابتدا مغازه ی نه چندان مدرنش را انتخاب کردم، سراغ صاحب مغازه را گرفتم و در مسجد پیدایش کردم، مرد با خدا و نماز خوانی بود، از نیتم برایش گفتم، و از او دفتر حساب هایش را خواستم، حاج احمد دستش را روی اسم بدهکاران گذاشت تا آبرویشان نرود، بعد گفت: این بندگان خدا از شدت گرفتاری و بدهی، دیگر رویشان نمی شود از من جنس بردارند، یکی از آنها مردیست که تا چند وقت پیش کارگر کارخانه بوده، حدود یکسال است که تعدیل شده و بی کار است، دیگری مردیست آبرودار که مدتیست هر چه در می آورد خرج دوا و درمان فرزندش می کند، آن یکی هم زنی است که شوهرش با دو بچه ی کوچک گذاشته و معلوم نیست به کجا رفته!

      دفتر را ورق می زد و دل من هم از اینهمه گرفتاری پیچ می خورد.

مبلغی که می خواستم با آن به دیگران کمک کنم را به حاج احمد دادم و ازش خواستم در اسرع وقت به آنها بگوید که بدهیشان تسویه شده.

جلوی خودم روی چند برگ خط کشید و زیرش نوشت: در اسفند ماه تسویه شد!